تبلیغات
سرای مسلمانان سرای رضاست (علیه السلام)

سرای مسلمانان سرای رضاست (علیه السلام)
کشکول اینترنتی
قالب وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم

مجموعه مقالات ره گشا شماره (3):
مثل همیشه بعد از بیدار شدن و خوردن صبحانه از  خونه زدم بیرون و رفتم در خونه ی جواد اون هم مثل همیشه خواب بود خلاصه مادرش به هر زحمتی که شده بود بیدارش کرده بود اوروز قرار بود با هم بریم دنبال کار بگردیم – جواد موتورشو روشن کردو دو نفری افتادیم تو خیابونها دنبال کار از حق نگذریم کار بود اما یا قیمتش کم بود که کلاسمونو میاورد پایین ویا این که به قول خودمون در شان ما نبود که اون کار رو انجام بدیم خلاصه اون روز گذشتو دست از پا درازتر مثل هر روز به خونه برگشتیم و بعد شنیدن غرغر مفصل مامان رفتم تو رخت خوابم بخابم که مادرم صدام کردو گفت بیا حسن باهات کار داره ( حسن دامادمون) وقتی گوشی رو دستم گرفتم تو دلم عروسی شد کاری رو بهم پیشنهاد داد با ماهی یک ملیون ( چرا که تمام کارهایی که تا اون موقع پیدا کرده بودم حقوقش از 300هزار بالاتر نمیرفت ) بدون درنگ قبول کردم...                             
کار پیشنهادی کار در کارخونه ی دمپایی بود همون موقع رفتم در خونه ی جواد اینا تا این خبرو بهش بدم اون هم از این خبر شکه شده بود خلاصه هفته ی اول شیفت شب بودیم  کار که شروع شد دیدیم واقعا سخته یه 4 ساعتی که کار کردیم یک ربع استراحت دادند دیدم یک عده دویدن طرف پیکنیک ها تا بکشن یک عده هم ولو شدن و سیگارها رو روشن کردن این وسط یک لحظه همه شروع به خنده کردن کنجکاو شده بودم ببینم به چی دارن میخندن بله یکی از کارگرها داشت نماز صبح میخوند راستش من و جواد هم شکه شده بودیم اخه ماهم اهل این حرفها نبودیم خلاصه روز ها پی در پی میگذشتو علاقه ی من به اون کارگر جوون هر روز بیشتر میشد چرا که تو دلم غوغا شده بود که ایا واقعا نماز خوندن  نفعی هم داره – راستش خیلی دوست داشتم این سوال رو ازش بپرسم اما روم نمیشد تا این که یک روز منشی کارخونه که یک زن بود با حجاب بسیار ناهنجاری وارد کارگاه شد و من و جواد رو صدا کرد در این بین همون جوون کارگر که بعدا فهمیدم اسمش علی با صدای بلند گفت خانم حجابت رو رعایت کن همه به اون خیره شده بودن خلاصه وقتی رفتیم پیش رییس کار خونه و بر گشتیم دیدم موقعیت خوبی تا ازش بپرسم انگیزه اش برای این کار چی بوده تا بلکه بهونه ای بشه برای برقراری ارتباط میون ما – رفتم پیشش و از پرسیدم چرا میون جمع اون طور اون خانم رو ضایع کردی گفت برادر امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ی دینی ماست بهش گفتم این وظیفه ی دولت هاست که فرهنگ بدحجابی را عوض کنن همون طوری که در دولت هشتم فرهنگ کردند که مردم اشغالها را راس ساعت 9 بیرون بگذارند یا در دولت نهم بستن کمر بند ایمنی فرهنگ شد در جوابم گفت دولت ها مسوول قراردادها هستن نه مسوول باورها یعنی باورهای مردم را نمیشود با قانون گذاری حل کرد بلکه یک خانم باید برایش روشن شود که بی حجابی یک کاری است که فطرت انسانی را گرفته و فطرت حیوانی را حاکم میکند . بدیهی است که این امر در دایره ی باورهاست و وظیفه ی شرعی ماست که با ان مقابله کنیم  - راستش حرفاش یه جورایی دلم رو بدست اورده بود شیفته اش شده بودم اما جواد هنوز هم از علی خوشش نمیومد و به من میکفت اگه میخوای تو این کار موفق بشیم باید رابطتو با او پسره قطع کنی اما من حالا دیگه یه جورایی مریدش شده بودم وجدایی از اون برام سخت بود لذا به ارتباط با اون ادامه دادم تا این که این رابطه یک روز باعث نجات من شد قضیه ازاون جا شروع شد که یه روز که علی داشت نماز میخوند و طبق معمول همه مسخره اش میکردند من جلو رفتم و گفتم علی اقا من یه سوال دارم گفت بفرما گفتم واقعا ادما برای چی باید نماز بخونن در جوابم مفصل گفت : 

 در دین اسلام بر خلاف سایر ادیان هر چیزی یک ملاک و معیار دارد به عنوان مثال در این که معیار انسانیت چیست چند نظریه مطرح است که عبارتند از :                                              
1- برخی ملاک انسانیت را به علم ودانش دانسته اند یعنی انچه که موجب برتری میشود علم و اگاهی است به عبارت دیگر هر چه علم شخص بیشتر باشد انسان تر است بنابراین طبق این مبنا بچه ی کلاس اولی نسبت به بچه ای که به مدرسه نمیرود انسان تر است لکن این نظریه باطل است چرا که بسیار هستند افرادی که سواد ندارند اما در حد اعلای انسانیت هستند مانند ابوذر عمار و غیره .....                
2- در مقابل این نظریه برخی دیگر ملاک انسانیت را خلق و خوی خوب میدانند یعنی هر مقدار که شخص خوش اخلاق تر باشد ادم تر است مسلما این نظریه هم باطل است چرا که خلق و خوی خوب به تنهایی کار ساز نیست و عمل به احکام الهی نیز شرط است .                                                 
3- و نظریاتی از قبیل این که ملاک انسانیت انسان به میزان ازادی یا اراده وامثال ذلک بستگی دارد. اما در واقع انچه که ملاک انسانیت یک انسان است این است که ببینیم که یک انسان چقدر نسبت به خالق و افریننده ی خود توان اجابت دارد اری انسانیت یعنی در عمل ارادت داشتن به خدا – یعنی انتظار در عمل – یعنی سر دادن برای رسیدن به سر منزل مقصود – یعنی اطاعت از مولا برای رسیدن به سعادت – یعنی کانال سکسی در اختیار داشتن و استفاده نکردن از ان به خاطر خدا – یعنی چشم بستن روی نامحرم فقط به خاطر این که خالقم گفته است به راستی ایا تا به حال فکر کرده ایم که خداوند چقدر نعمت به ما داده است ایا در روز برای یک بار هم که شده از او تشکر کرده ایم به راستی اگر یک انسان به ما خدمت کوچکی بکند چگونه از او تشکر میکنیم اما چون خدا این نعمت ها را داده نیازی به تشکر نمیبینیم ایا به راستی اگر کسی در مقابل این همه نعمت بگوید نماز برای چه بخوانم جفای در حق خالق نیست بماند که این نماز خواند نمان نیز برای خودمان منفعت دارد نه برای خدا چرا که او بی نیاز صمد است .
                           
 
این صحبت های علی در من تاثیر عجیبی گذاشته بود اره رفقا تازه خودمو پیدا کرده بودم تازه معنای اون داستان معروف رو که میگن یک پشکل فروش به بازار عطار ها رفت و از بوی عطر غش کرده بود رو فهمیدم چراکه من و امثال من اونقدر غرق در معاصی شدیم که اگر بوی نماز و روزه و سایر عبادت ها به مشاممون برسه بیهوش میشیم بله این یعنی ما غرق در معاصی شدیم و حالیمون نیست بماند که نماز نخوندن رو یک تمدن میدونیم اری دوستان باید مصداق شعر باباطاهر شد که میگوید


یکی درد و یکی درمان پسندد / یکی وصل و یکی هجران پسندد                     
من از درمان و درد و وصل هجران/ پسندم انچه را جانان پسندد


(ممنون از نگاهانتان – نظر دادن فراموش نشود.....).




طبقه بندی: مجموعه مقالات ره گشا،
برچسب ها: حجاب، اسلام، پسر، دختر، جوان، مقالات، ره گشا،
[ پنجشنبه 13 تیر 1392 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ محمد برقعی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در این وبلاگ ما سعیمان بر این است که مطالب دینی مذهبی مثل تاریخ اسلام-قرآن-علوم اسلامی ووو برای شما عزیزان فراهم نماییم
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
سرای مسلمانان
كد لوگوی ما